اصلا قرار نبود وبلاگ درست کنم.راستش این هم به خاطر درس این ترم است.می دانید که پای نمره می آید وسط،هر چند همگان ،معتقدیم که در پی کسب علم و دانش آمده ایم و نه چیز دیگر ولی،اگر این کار نمره نداشت آن را انجام نمی دادم.باید تا آخر ترم پانزده
شانزده پست بنویسم.پست هایی که مثلا قرار است به فرهنگ ربط داشته باشند.آن هم فرهنگ فعلی مان.اصلا نمی دانم چه طور باید در مورد چیزی که نداریم مطلب بنویسم.این را، هم می توان به حساب توهینی به خود گذاشت وهم این که می توان در مورد آن فکر کرد و به این نتیجه رسید که نمی شود چیزی نداشت، یعنی این که ما هم بالاخره چیزهایی داریم،مثل انواع فرهنگ، که تا دلتان بخواهد هم داریم.فرهنگ حسی،فرهنگ مصرف گرایانه و.... . آیا می توان در کنار چیزهایی که مثلا به عنوان فرهنگ نام بردم،بی فرهنگی را انتخاب کرد. چه طور می شود؟ اینجا، بی فرهنگی،به فرهنگی نیست ولی از چیزهایی که در بالا گفتم بهتر است.برای مثال می دانید همین فرهنگ مصرفی که فعلا فرهنگ غالب ما شده است(شاید استفاده کردن از فعل مجهول در اینجا درست نباشد) و به آن می بالیم چگونه در تقسیم کردن جامعه به دو بخش، نقش بازی می کند.بگذریم،بهتر است زیاد وارد مباحث حساس نشویم،یادم رفت ازاستاد بپرسم که اگر وبلاگی فیلتر شد،نمره اش چه می شود.الان متوجه شدم چقدر می توان در مورد چیزهای نداشته نوشت
!
No comments:
Post a Comment